امروز من شادترینمدیروز با حرف دکتر که جواب ام ار ایت رو گفت بار هزاران کیلویی روی شونه هام رو زمین گذاشتم...من و بابات دیروز توی اسمون ها بودیم...سبک و رهاخدا جونم ممنونم که تمام اون روزهای سخت رو به آرامش برامون تبدیل کردی....یک سال تمام زجر و اب شدن لحظه به لحظه و گریه های شبانه رو به لبخند برامون تبدیل کردیخداجون هزاران بار شکرتخدای عزیزم شفای تمام کوچولوهای معصوم بی پناه رو بده و همه رو در اغوش امن خودت نگه دار....امین به قلم : سه شنبه بیست و سوم اسفند ۱۴۰۱تاريخ :
8:35 زمان : SiRe| |
برچسب:
نویسنده: میلاد محمودی
تاريخ: دوشنبه
7 فروردين
1402 ساعت: 19:26